|
عشق عاشق واقعی
| ||
|
----------------
|
عشق یعنی مستی و دیوانگی [ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 23:11 ] [ سعید ]
خدايا كمكم كن تا ، به همه لبخند بزنم ، اما براي او گريه كنم
خدايا كمكم كن تا ، مغرور باشم ، اما براي او غرورم را له كنم خدايا كمكم كن تا ، همه را ياري كنم ، اما او را غمخواري كنم
خدايا كمكم كن تا ، قوی و صبور باشم ، اما خود را فداي او سازم
خدايا كمكم كن تا ، با همه دوست باشم ، اما به او عشق بورزم
خدايا كمكم كن تا ، با آدم ها زندگي كنم ، اما براي او بميرم.
[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 1:20 ] [ سعید ]
عشق آن نيست که يک دل به صد يار دهيد عشق آن است که صد دل به يک يار دهيد
[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 1:17 ] [ سعید ]
کجا بــودي وقتي برات شکستـم يخ زده بود شـاخه گُل تو دستـــم کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات شبا نشستم به هواي چشمـــات کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم هــر چــي که باورت نميشه ديـدم کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت خون جاي گريه از چشام ميـريخت کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد امــا به خـاطر چشات قسم خـورد کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم سوختم و از غمت خاکستر شدم خنده واسه هميشه از لبـام رفت رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت
[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 1:16 ] [ سعید ]
زمانهای قديم وقتی هنوز راه بشر به زمين باز نشده بود فضيلتها و تباهی ها دور هم
جمع شده بودند.
ذکاوت گفت : بياييد بازی کنيمٍ،مثل قايم باشک
دیوانگی فرياد زد:آره قبوله ، من چشم ميذارم چون کسی نمی خواست دنبال
ديوانگی بگرددهمه قبول کردند.
ديوانگی چشم هايش رابست و شروع به شمردن کرد!!
يک..... دو.....سه ...
همه به دنبال جايی بودند تا قايم بشوند
نظافت خودش را به شاخ ماه آويزان کرد.
خیانت داخل انبوهی از زباله ها مخفی شد.
اصالت به ميان ابرها رفت
و هوس به مرکز زمين به راه افتاد. دروغ که می گفت به اعماق کوير خواهد رفت، به اعماق دريا رفت! طعم داخل يک سيب سرخ قرار گرفت. حسادت هم رفت داخل يک چاه عميق . آرام آرام همه قايم شده بودند ودیوانگی همچنان می شمرد: هفتادوسه،...... هفتادو چهار اما عشق هنوز معطل بود و نمی دانست به کجا برود. تعجبی هم ندارد قايم کردن عشق خيلی سخت است. دیوانگی داشت به عدد 100 نزديک می شد که عشق رفت وسط يک دسته گل رز و آرام نشست دیوانگی فرياد زد:دارم ميام، دارم ميام همان اول کار تنبلی را ديد.تنبلی اصلا تلاش نکرده بود تا قايم شود! بعد هم نظافت را يافت و خلاصه نوبت به ديگران رسيد اما از عشق خبری نبود. دیوانگی ديگر خسته شده بود که حسادت حسوديش گرفت و آرام در گوش او گفت :عشق در آن سوی گل رز مخفی شده است. دیوانگی با هيجان زيادی يک شاخه از درخت کندو آنرا با قدرت تمام داخل گلهای رز فرو کرد . صدای ناله ای بلند شد . عشق از داخل شاخه ها بيرون آمد،دستهايش را جلوی صورتش گرفته بود و از بين انگشتانش خون می ريخت. شاخه ی درخت چشمان عشق را کور کرده بود. دیوانگی که خیلی ترسیده بود با شرمندگی گفت: حالا من چکار کنم؟ چگونه ميتونم جبران کنم؟ عشق جواب داد: مهم نيست دوست من، تو ديگه نميتونی کاری بکنی ،فقط ازت خواهش می کنم از اين به بعد يارمن باش.همه جا همراهم باش تا راه را گم نکنم. و از همان روز تا هميشه عشق و ديوانگی همراه يکديگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند! [ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 11:59 ] [ مریم ]
از استاد دینی پرسیدند:عشق چیست؟گفت:حرام است. از استاد هندسه پرسیدند: عشق چیست؟گفت:نقطه ای که حول قلب جوان میگردد. از استاد تاریخ پرسیدند:عشق چیست؟گفت:سقوط سلسله قلب. از استاد زبان پرسیدند:عشق چیست؟گفت:همپای love است. از استاد ادبیات پرسیدند:عشق چیست؟گفت:محبت الهیات است. از استاد علوم پرسیدند:عشق چیست؟گفت:تنها عنصری که بدون اکسیژن میسوزد. از استاد ریاضی پرسیدند:عشق چیست؟گفت:تنها عددی که هیچوقت تنها نیست. از استاد فیزیک پرسیدند:عشق چیست؟گفت:تنها آهنربایی که قلب را بسوی خود میکشد. از استاد انشا پرسیدند:عشق چیست؟گفت:تنها موضوعی که وصف نشدنیست. از استاد قرآن پرسیدند:عشق چیست؟گفت:تنها آیه ای که در هیچ سوره ای نیامده. از استاد ورزش پرسیدند:عشق چیست؟گفت:تنها توپی که اوت نمیشه. از استاد زبان فارسی پرسیدند:عشق چیست؟گفت:تنها کلمه ای که ماضی مضارع ندارد. از استاد شیمی پرسیدند:عشق چیست؟گفت:تنها اسیدی که قلب توش حل میشه. از استاد زیست پرسیدند:عشق چیست؟گفت:تنها میکروبی که از راه چشم وارد میشه. و...از عشق پرسیدند:عشق چیست؟گفت:دوستت دارم تا آخرین نفس... [ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ] [ 21:22 ] [ مریم ]
[ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ] [ 21:15 ] [ مریم ]
امروز روز دادگاه بود ومنصور ميتونست از همسرش جدا بشه.منصور با خودش زمزمه كرد چه دنياي عجيبي دنیای ما. يك روز به خاطر ازدواج با ژاله سر از پا نمي شناختم وامروز به خاطر طلاقش خوشحالم. ژاله و منصور 8 سال دوران كودكي رو با هم سپري كرده بودند.انها همسايه ديوار به ديوار يگديگر بودند ولي به خاطر ورشكسته شدن پدر ژاله، پدر ژاله خونشونو فروخت تا بدهي هاشو بده بعد هم آنها رفتند به شهر خودشون. بعد از رفتن انها منصور چند ماه افسرده شد. منصور بهترين همبازي خودشو از دست داده بود. 7سال از اون روز گذشت منصور وارد دانشگاه حقوق شد. دو سه روز بود که برف سنگيني داشت مي باريد منصور كنار پنچره دانشگاه ايستا ده بود و به دانشجوياني كه زير برف تند تند به طرف در ورودی دانشگاه مي آمدند نگاه مي كرد. منصور در حالي كه داشت به بيرون نگاه مي كرد يك آن خشكش زد ژاله داشت وارد دانشگاه مي شد. منصور زود خودشو به در ورودي رساند و ژاله وارد شده نشده بهش سلام كرد ژاله با ديدن منصور با صدا گفت: خداي من منصور خودتي. بعد سكوتي ميانشان حكم فرما شد منصور سكوت رو شكست و گفت : ورودي جديدي ژاله هم سرشو به علامت تائيد تكان داد. منصور و ژاله بعد از7 سال دقايقي باهم حرف زدند و وقتي از هم جدا شدند درخت دوستي كه از قديم ميانشون بود بيدار شد . از اون روز به بعد ژاله ومنصور همه جا باهم بودند آنها همديگر و دوست داشتند و این دوستی در مدت کوتاه تبديل شد به يك عشق بزرگ، عشقي كه علاوه بر دشمنان دوستان رو هم به حسادت وا مي داشت . منصور داشت دانشگاه رو تموم مي كرد وبه خاطر اين موضوع خيلي ناراحت بود چون بعد از دانشگاه نمي تونست مثل سابق ژاله رو ببينه به همين خاطر به محض تمام شدن دانشگاه به ژاله پيشنهاد ازدواج داد و ژاله بي چون چرا قبول كرد طي پنچ ماه سور سات عروسي آماده شد ومنصور ژاله زندگي جديدشونو اغاز كردند. يه زندگي رويايي زندگي كه همه حسرتشو و مي خوردند. پول، ماشين آخرين مدل، شغل خوب، خانه زيبا، رفتار خوب، تفاهم واز همه مهمتر عشقي بزرگ كه خانه اين زوج خوشبخت رو گرم مي كرد.
واسه خوندن بقیش برین ادامه ی مطلب.......
ادامه مطلب [ پنجشنبه سوم آذر 1390 ] [ 15:36 ] [ مریم ]
[ دوشنبه سی ام آبان 1390 ] [ 17:2 ] [ مریم ]
قطره های باران شیشه ها را شست، از دل تنگ من،اما کسی نقش تو را خواهد شست! [ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 23:16 ] [ سعید ]
|
|
| [ طراح قالب : بیاتو اسکین ] [ Weblog Themes By : Bia2skin.com ] | ||